سردبیر :
صادق کرده - ساعت ٩:۱٩ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢۱
تیتر یک
مهران آزاد شد قلب ما هم شاد شد
سرمقاله
مهران فرجی دوست عزیز و همکلاسی خوبمون در دانشکده خبر بعد از نزدیک دو ماه بازداشت، هفته پیش آزاد شد. خدا رو هزار مرتبه شکر. کمی لاغرتر از لاغری همیشگیش شده بود ولی مثل قبلنا خوش خنده و شوخ و صمیمی بود. زهرا و محمد حسین هم از راه دور کامنت گذاشتن و ابراز محبت کردن. از این عزیزان و همه کسانی که از روستاهای اطراف ما رو مورد لطف قرار میدن سپاسگذاریم! امیدوارم زودتر بیان تا حسابی باهاشون خوش بگذرونیم.
اما امروز یکی از شعرای محشر سجاد گودرزی عزیز رو هم تقدیم می کنم که شما هم حالشو ببرین
بانکدارها
تهران را به بانکهایش می شناسند
عطارها
به گلهای بوی دود گرفته اش
من
به جاهایی که تو را گم کرده ام
استقلال
آزادی
جمهوری اسلامی
سردبیر :
صادق کرده - ساعت ۱٠:٢۱ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠
تیتر یک
مهران فرجی را آزاد کنید
سرمقاله
بیشتر از چهل روز از بازداشت مهران میگذره و خبری از سرنوشت این رفیقمون نیست. واقعا معنای گسترش عدالت رو آدم اینجا می فهمه. یادمه سال ٨۴ که محمود احمدی نژاد تازه رئیس شده بود تو یه سخنرانیش گفت: هر کدومتون تو هرجای ایران بی عدالتی و تبعیض دیدید فریاد بزنید تا من بیام و نمی دونم چیکارش کنم! البته شاید این حرف رئیس جمهور وقت بیشتر شبیه یه جک باشه. مخصوصا الان که دیگه همه داستان چوپان دروغگو رو شنیدن و خوندن و ...
دلم برای زهرا و محمد حسین و محمد امین بچه های داداشم تنگ شده. امیدوارم زهرای عزیزم این سطرها رو بخونه. از دور می بوسمشون
سردبیر :
صادق کرده - ساعت ٩:٥٦ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٢
تیتر یک
شماره پنجاهم بدون مهران فرجی
سرمقاله
امروز پنجاهمین شماره روزنامه صادق کرده منتشر میشه. شاید تا حالا روزنامه ای به این بی نظمی و بدقولی ندیده باشین. ولی چه میشه کرد. الان نمی خوام راجع به این چیزا بحرفم. می خوام از مهران فرجی بگم که این روزها غایبه. مهران رو ٢٠روز پیش تو قزوین گرفتن. نمی دونم به چه اتهامی. ازش خبری نداریم و همین نگرانمون کرده. میگن تو بند ٢٠٩ زندان اوینه. یعنی بند وزارت. مهران رو بیشر بچه های دانشکده خبر و مطبوعاتی ها می شناسن. پسر نترس و شجاعیه. زیر بار زور نمیره. خیلی هم بامرامه. آدمی هم نیست که دنبال کارای خلاف قانون باشه. انتقاد داره و معترضه. حق هم داره. وضع مملک رو می بینه و نمی تونه ساکت بشینه مثل گاو. خیلی براش نگرانم. امیدوارم اذیتش نکنن. خدا کمکش کنه.
سردبیر :
صادق کرده - ساعت ٦:۳٤ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٩
تیتر یک
روزی که مهدی اناری به دنیا آمد
سرمقاله
امروز تولد مهدی اناری است. شاید کمی بدون مقدمه باشد ولی آمدن من بعد از مدتها مصادف شد با سالروز تولد شهید مهدی اناری. و البته سالگرد حماسه کاملا خودجوش ٩دی. ببخشید نیستم. ببخشید بدقول شدم. در این مدت اتفاقای زیادی افتاد. بیشتر دنبال کارای آتلیه بودم. و البته محیط مجازی را هم فراموش نکردم. ولی محیط مجازی ام بیشتر همین فیس بوک بود. دنیای عجیبی است فیس بوک. آدم را معتاد می کند. شاید بزرگترین معجزه بشر همین فیس بوک باشد. امروز برای عکاسی رفته بودم مهدیه تهران. کلی فحش شنیدم که به سران فتنه می دادند. البته هرکسی حق دارد فحش بدهد. نصف مراسم فحش به سران فتنه بود و نصفی هم عزاداری. نمی دانم این دو چطور با هم جمع می شود. هیچکس دیگر در مراسم عزاداری از علت اصلی قیام امام حسین که مبارزه با ظلم بود حرف نمی زند. این روزها حرف زدن از مبارزه با ظلم جرم محسوب می شود. دلم مهدی اناری می خواهد.